تبليغاتX
ماهین نیوز

ماهین نیوز

اخبار تحلیلی

راه اندازی پایگاه اینترنتی مهدی حب درویش

برنامه هایی که در آینده من قصد انجام آنها را دارم

با یاد او , همانی که همیشه و همواره همراه ماست

هر انسانی در طول زندگی خود در پی کسب کردن هدف های مورد نظرش است و برای رسیدن به آنها تمام تلاش و کوشش خود را می کند .

من هم قدم در راهی نهادم که فکر می کنم شاید این یکی از بهترین راه هایی است که بتوانم دین خودم را نسبت به جامعه که در آن زندگی می کنم ادا نمایم .

هدف هایی که قصد دارم با امید و توکل بر خدا به آنها برسم و بتوانم فردی مفیدی باشم  یکی این است که

 نام خود را در کتاب رکوردها گینس به ثبت برسانم و سپس بتوانم دور دنیا را روپایی بزنم , منظورم این است که همراه

  با پرچم صلح و دوستی در پایتخت هر کشور 20 کیلومتر روپایی بزنم  .

 

 by his name who accompanies as forever

 Every person  wants to reach goal and to reach it he/she tries as he/she can .I set a goal by which I hope serve humanity and my society. One of the goals is to register my name in gainess world records book to control the ball all around the world, I mean to control ball of 20 kilometer in capital of each country
 
راه اندازی پایگاه اینترنتی مهدی حب درویش

به نام خالق

با عرض سلام و وقت بخیر خدمت شما بازدیدکنندگان گرامی وب سایت رسمی مهدی حب درویش

با توکل بر خدا و دعای خیر شما عزیزان امیدوارم که بتوانم برای بار دیگری نام میهن عزیزمان را بر

قله های افتخار به احتزاز در بیاورم . انشاا...

 

در اینجا میخواستم از مشوقان اصلی من که پدر و مادرم هستند قدردانی کرده باشم و از خدا

می خواهم که  لایق این همه محبت آنها باشم , بعد از پدر و مادرم از برادر بزرگترم

که همیشه و همواره همراه من بود و در طول مدت تمرینات , مربی بدنسازی من هم

بود تشکر کنم و بتوان با رسیدن به اهداف خود باعث سر بلندی آنها شوم .



 

by god's name

Hello and good time to dear visitors of mehdi hobdarvish official web site, I hope to pledge our dear country's flag and name Iran again, if god wants.
Here I want to acknowledge my parents who persuaded me all time, then my older brother who accompanied me all the time and who was my body building trainer, too. And I hope to do recognize them by reaching my goal . 


 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 12:57  توسط ماهینی   | 

پايان اقتصاد جنگي آمريكا

اقتصاد آمريكا بر دو بخش عمده صنايع آزاد و اقتصاد دولت پايه‌گذار ي شده است. صنايع آزاد معمولاً بر دو نوع هستند: صنايع غذايي و صنايع جنگي يا نظامي، و اقتصاد دولت هم آن بخش از اقتصاد آمريكاست كه از درآمدهاي مالياتي بخش صنايع آزاد اداره مي‌شود.

پليس آمريكا، ايالت‌هاي مختلف، دانشگاه‌هاي دولتي و بسياري از اماكن كه از محل ماليات‌هاي مردم و صنايع اداره مي‌شوند، در اين بخش قرار مي‌گيرند كه البته سهم عمده‌اي هم در اقتصاد آمريكا دارند. زيرا با انتخاب هر يك از احزاب، گرايش‌هاي صنعتي و سرمايه‌گذاري تغيير مي‌كند و مردم آمريكا و به تبع آن اقتصاد آمريكا به‌سوي جديدي، راهبري مي‌شود و يا مي‌توان گفت جناح قوي، حكومت را در دست مي‌گيرد و قوي‌تر مي‌شود؛ مثلاً اگر حزب دموكرات را نماينده صنايع غذايي و حزب جمهوري‌خواه را نماينده صنايع جنگي و نظامي بدانيم، پيروزي هر‌كدام در انتخابات رياست جمهوري، يعني پيروزي آن صنعت در ايالت‌ها و دانشگاه‌ها و در دست گرفتن منابع مالياتي و اخذ عوارض و هدايت امور شهروندي. بخش دولتي اقتصاد آمريكا، چون از ماليات تغذيه مي‌كند، غالباً سخت مورد فشار بخش صنايع آزاد مي‌باشد؛ زيرا صنايع، در مقابل پرداخت ماليات از خود مقاومت نشان مي‌دهند و اين مقاومت باعث كاهش درآمد مالياتي مي‌شود و دولت دچار كسري بودجه مي‌گردد، زيرا خدمات دولتي اعم از جاري و عمراني يعني پرداخت حقوق و توسعه زير ساخت‌ها، نه تنها كاهش نمي‌يابد بلكه بر اثر نياز جمعيتي، افزايش نيز دارد و دولت براي جوابگويي مجبور به اخذ ماليات بيش‌تر مي‌شوند و اخذ ماليات بيش‌تر، نيازمند فشار مالياتي بيش‌تر و ايجاد گلوگاه‌هاي قوي‌تر است و اين امر باعث تنش ميان دولت و بخش صنعت مي‌شود. از اين ديدگاه اقتصاد آمريكا، بعد سومي هم پيدا كرده است، يعني هنگامي‌كه دولت با مقاومت ماليات‌ دهندگان رو‌به‌رو شد، ناچار راه جديدي براي كسب درآمد و مبارزه با كسر بودجه برگزيد و آن اقتصاد جنگي يا ميليتاريسم بين المللي بود.   

ميليتاريسم بين‌المللي، بر‌اساس دو پايه قرار گرفت: حضور نظامي آمريكا در جهان و مبارزه با تروريسم. اين دو حركت، در عرض هم نبودند، بلكه در طول يكديگر بوده و هر‌ كدام دوره‌اي  به خود اختصاص داده‌اند. از آغاز پيروزي آمريكا در جنگ دوم جهاني، مرحله‌ي حضور نظامي آمريكا آغاز مي‌شود و سازمان‌هاي نظامي و اطلاعاتي آمريكا، با هزينه‌هاي بسيار كم، حكومت‌ها را در سراسر جهان سرنگون كرده و افراد مورد نظر خود را بر سر كار مي‌گذارند تا بتوانند هزينه‌هاي كسري بودجه داخلي خود را از طريق اين هم‌دستان و عوامل خود تأمين نمايند. دخالت آمريكا در سراسر جهان در اين دوره يعني 1940 و دهه 1950 يك اقدام سودآور بود؛ يعني با سرمايه‌گذاري يا هزينه نمودن مبالغ اندك به درآمدهاي نفتي و اقتصادي زياد مي‌رسيدند. به‌طور مثال، كودتاي ننگين 28 مرداد 1332 در ايران (1954)، با يك‌صد هزار دلار آمريكايي به موفقيت رسيد ولي بعداً كنسرسيوم‌هاي نفتي هفت خواهران، درآمدهاي سرشاري از تملك و مديريت منابع نفتي ايران به‌دست آوردند. در رأس كمپاني‌هاي نفتي، شل قرار داشت كه هنوز هم چشم طمع خود را از ايران نبسته است. اما بعد از گذشت يك دوره كه حدوداً 30 سال بود، مرحله بعدي يعني اقتصاد جنگي، با عنوان مبارزه با تروريسم آغاز شد. شايد بتوان مبدأ اين تحولات را انقلاب اسلامي ايران ناميد، يعني از سال‌هاي 1948 تا 2008 حدود 60 سال، دو دوره 30 ساله داريم. يكي دوران حضور نظامي آمريكا و وسعت يافتن ارتش آمريكا در سراسر جهان و ديگري جمع كردن اين وسعت و پايان يافتن حضور نظامي آن در سراسر جهان است. در واقع دوران مبارزه با تروريسم به‌معني پايان دوره حضور نظامي آمريكا و اجبار آنان به خروج از پايگاه‌هايشان بود. در ابتدا ايران چنين كاري را با ظهور انقلاب اسلامي انجام داد و ادوات جنگي آمريكا را مصادره و خود آنان را اخراج كرد، بعداً كشورهاي ديگر هم كم كم حالت تعرض گرفتند كه اين امر از سوي آمريكايي‌ها، تروريسم لقب گرفت. كشورهايي چون: ليبي، فلسطين اشغالي، عراق، سوريه، كره شمالي و امثال آن در ليست سياه قرار گرفتند و اين ليست هر روز بيش‌تر و بيش‌تر شد و آمريكا تنگناي خروج از پايگاه‌هاي نظامي‌اش، در كشورهاي ديگر قرار گرفت.

تفاوت عمده دو دوره‌ي 30 ساله اقتصاد آمريكا، در جهت‌يابي درآمدها و هزينه‌هاست. در 30 سال اوليه، معمولاً دولت ‌آمريكا كمك‌هاي مالي ارائه مي‌داد، يعني هزينه‌ها را تقبل و پرداخت مي‌نمود؛ لذا مي‌بينيم مثلاً طرح مارشال براي كمك به كشورهاي جنگ‌زده اروپايي و يا كشورهاي عقب مانده مثل ايران اجرا مي‌شود. برنج، روغن، مواد‌ غذايي و پوشاك بين مردم فقير جهان تقسيم مي‌شود و اصل ترومن اجرا مي‌گردد. در سيتان و بلوچستان ايران در آن زمان با هلي‌كوپتر، برنج و روغن رايگان تقسيم مي‌كرد، حتي در تهران، تغذيه رايگان دانش آموزان مستقيماً از آمريكا مي آمد و يا از طريق سازمان تأمين اجتماعي اقلام كمكي توزيع مي‌شد. اين روند، روند هجومي يا تهاجمي بود. يعني آمريكا تمايل داشت در جهان حضور فعال داشته باشد. توانايي و امكانات آن را هم داشت، زيرا اقتصاد بر مبناي چاه‌هاي نفت و هفت خواهران و گنج و طلاهاي معادن زرخيز طلا در آلاسكا و ديگر ايالات، اين امكان را به آمريكا مي‌داد تا با دستي پر، به جهان‌گشايي دست بزند و امپراطوري جهان را در دست بگيرد.

اما در دوران 30 ساله بعدي درست برعكس است. آمريكا نه تنها نمي‌تواند كمك مالي انجام دهد، حتي نمي‌تواند هزينه‌هاي لشكركشي خود را پرداخت نمايد. اولين اقدام كه نمايان‌گر اين بعد حركتي آمريكاست،بلوكه ارايي‌هاي ايران است. كشوري كه خود را مهد سرمايه‌دار ي آزاد مي‌دانست، ناچار مي‌شود همه آرمان‌هاي خود را زير پا بگذارد و با دزدي آشكار، اموال ايران را براي خود بردارد و حتي بسياري از قراردادهايي كه مبالغ آن تأديه هم شده بود، يك‌طرفه فسخ كند و پول آن را هم بالا بكشد و هر‌چه خواست كه 28 مرداد را تكرار كند، نتوانست و حملات او از دريا و هوا و زمين با شكست مواجه شد. شكست او در ايران سرمشقي براي ديگر كشورها شد و آن‌ها نيز يكي پس از ديگري در مقابل آمريكا و متحدانش ايستادگي مي‌كردند و جهان، صحنه آشوب عليه آمريكا و متحدانش گرديد كه آمريكا آن را محور شرارت با تروريست نام نهاد. البته به‌طور طبيعي عده‌اي از درك اين دو مقطع و تفاوت‌هاي آن عاجز بودند، لذا هنوز انتظار كمك مالي و نظامي از ‌آمريكا داشتند. اما اين كمك‌ها هيچ‌گاه تحقق پيدا نكرد و حتي باعث سقوط كمك خواهان شد. روسيه به‌عنوان قدرت بزرگ آن موقع، تحت عنوان اتحاد جماهير شوروي كاملاً به كمك‌هاي آمريكا وابسته بود و هميشه در انتظار كمك بود. يلتيسن، رهبر مهم اين كشور، بارها اعلام كرده بود كه اگر آمريكا نباشد، آن‌ها در مقابل فروپاشي، قدرتي نخواهند داشت. عاقبت هم بر سر نرسيدن كمك‌هاي مالي آمريكا، اين دولت فرو‌پاشيد و به 16 كشور جديد تبديل شد. اروپاييان هم كه قبلاً به كمك‌هاي مالي آمريكا عادت كرده بودند، باز هم انتظار كمك از آمريكا داشتند. پيروي انگليس و آلمان از آمريكا فقط به خاطر دريافت كمك‌هاي مالي از آن بود. كمك‌هايي كه هرگز به وقوع نپيوست و اروپا را دچار بحران كرد و بحران به وجود آمده بلافاصله همه‌گير شد و آمريكا و متحدانش ناچار به اعتراف آن در پايان 30 سالگي دوم خود شد.

خروج نظاميان آمريكايي از پايگاه‌هاي مختلف و اخيراً خروج آن‌ها از عراق از دو جهت به بحران اقتصادي آمريكا شدت مي‌داد. يكي از آن جهت كه مقاومت مردم جهان را در برابر توسعه طلبي‌هاي آمريكا نشان مي‌داد و ثابت مي‌كرد امپراطور بدون پول يعني امپراطور مرده و از سوي ديگر برگشت اين نيروها به داخل آمريكا، خود بر بحران بيكاري مي‌افزود. زيرا در آمريكا لشكركشي آمريكائيان تنها منبع اشتغال جوانان بود. اقتصاد آمريكا كاملاً وابسته و پيوسته به اين لشكركشي‌ها بود. چه آنان كه مستقيماً استخدام ارتش مي‌شدند و براي دريافت مبالغي حقوق يا خون‌بها به كشورهاي مختلف اعزام مي‌شدند و چه خانواده آنان كه از اين خون‌بها بهره‌مند مي‌شدند و حتي از قبل اين اشتغال، اشتغال‌هاي جانبي هم زاييده مي‌شد، يعني ساخت ادوات جنگي اين لشكركشي‌ها، امكانات و توليدات مورد نياز سربازان، صنايعي را به وجود مي‌آورد و يا حمايت مي‌كرد كه اشتغال‌زا هم بودند، اما بازگشت سربازان به معني تعطيلي كارخانجات و بيكار شدن سربازان و قطع درآمدهاي خانواده‌هاي سربازان و وابستگان آن‌ها

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 9:34  توسط ماهینی   | 

تورنمنت نيكوكاري

به گزارش خبرنگار مناقصه‌مزايده، كميته امداد امام خميني (ره) استان مازندران با همكاري سازمان قهرمانان ملي ورزش ايران، اقدام به برگزاري بازي دوستانه بين ستارگان فوتبال استان از يك‌سو و تيم نساجي قائم‌شهر از سوي ديگر نموده است كه عوايد اين مسابقات به نفع ايتام استان خواهد بود.

 بازيكنان ليگ برتر استان مازندران، نه تنها در اين مسابقات دستمزدي نمي‌گيرند بلكه در مراسم گلريزان نيز شركت كرده و مبالغي را به يتيمان اهدا خواهند كرد، كه هر كدام مبالغي بر بيست ميليون ريال پيشنهاد داده‌اند كه آمادگي دارند.

سرانه كمك به ايتام، ماهانه دويست هزار ريال است و هر‌كس مي‌تواند با پرداخت اين مبلغ سرپرستي يكي از ايتام را تحت پوشش قرار دهد. علاوه بر آن بين دو نيمه بازي، استادان دوميداني، مراسمي نمادين خواهند داشت و آقاي مهدي حب درويش، كه قهرمان رو پايي زدن و كنترل توپ ايران است، به نمايش خواهد پرداخت. ايشان توانسته ركورد جهاني را كه 5/4 ساعت روي پا زدن است را به 10 ساعت بهبود ببخشد و از اهالي شهريار تهران است و تاكنون فاصله بين قم و جمكران و ميدان انقلاب تا آزادي تهران را روي پا زده است. وي قادر است با توپ‌هاي كوچك و حتي با ساچمه نيز ساعت‌ها روي پايي بزند و حاضر است در صورت حمايت مالي، نام خود را در كتاب گينس ثبت نمايد.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 9:31  توسط ماهینی   | 

هر چند نزدیکان افراد اصلاح طلب دستگیر شد

هر چند نزدیکان افراد اصلاح طلب دستگیر شده با فرار به جلو سعی در وارونه نشان دادن اعترافات کسانی چون تاج زاده، قوچانی، ابطحی و هدایت آقایی دارند اما قرائن و شواهد موجود نشان از آن دارد که اغلب این افراد با برنامه ای دقیق و آموزش هایی اساسی برای براندازی نظام تعلیم دیده بودند.

به گزارش جهان، معاون سابق سید محمد خاتمی که با عرصه وبلاگ نویسی تا حدودی خود را در جریان فضای سیاسی کشور تعریف کرده بود در اعترافات اشک آلود خود نکات جالب توجهی را افشا کرده است. وی که از خلع لباس شدن خود استقبال هم کرده است رسما به تحریک مردم و جوانان به انجام اغتشاش و آشوب های رسانه ای و ایجاد تشنج در فضای سیاسی کشور اعتراف کرده است.

اما در دیگر سو، یکی از اعضای شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی که به دلیل دست داشتن در اغتشاشات دستگیر و تحویل قانون شده است در اعترافاتی بی سابقه پرده از فعالیت هایی برداشته است که با هزینه های کلان و برای براندازی نرم و حتی براندازی مستقیم و مردمی نظام طراحی شده بود.

این در حالی است که فیلم ضبط شده اعترافات این فرد در حال آماده شدن برای پخش از صدا و سیما است ولی فشارهای بسیاری برای پخش نشدن آن به مسئولان رسانه ملی و دیگر نهادهای مسئول در حال وارد شدن است.

بر اساس این گزارش، محمد قوچانی، سردبیر و روزنامه نگار نشریات زنجیره ای هم در اعترافاتش به حضور خود در دوره های آموزشی انقلاب های مخملی در یکی ازکشورهای خلیج فارس به همراه مادر زن و همسر خود اعتراف کرده و حتی از اجرای آزمایشی این برنامه ها در سمنان خبر داده است.

هم چنین یکی از اعضای مرکزیت جبهه مشارکت که از تندروترین افراد این حزب به شمار می رود اعترافات و افشاگری هایی کرده که هم قطاران و دوستان خود را به شدت آشفته و نگران کرده است

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 18:14  توسط ماهینی   | 

ستاره های منتخب لیگ برتر- نساجی قائم شهر

ستاره های منتخب لیگ برتر- نساجی قائم شهر

 

اينسكو:به منظور دستگیری و کمک به ایتام استان مازندران تیم های منتخب ستاره های لیگ برتر و نساجی قائم شهر پنج شنبه 11/4/88 ساعت 17 در ورزشگاه شهید وطنی قائم شهر به دیدار یکدیگر می روند.

 

 

 

                               

 

                                 

به گزارش روابط عمومی سازمان قهرمانان ملی ورزش ایران، دیدار فوق به همت این سازمان و همکاری کمیته امداد امام خمینی(ره) و کسب مجوز از سوی سازمان لیگ برتر فدراسیون فوتبال برگزار می شود.

در تیم منتخب ستاره های لیگ برتر که توسط حسن روشن ملی پوش اسبق استقلال هدایت می شود نفراتی نظیر  نیما نکیسا، رحمان احدی، شهاب گردان، صابر میرقربانی، شیث رضایی، میثم بائو، محسن بنگر،کیانوش رحمتی، فریدون فضلی، ابراهیم تقی پور، محمود فکری، هادی نوروزی و...به میدان می روند.

گفتنی است این دیدار در شرایطی با همکاری کمیته امداد استان مازندران، هیات فوتبال این استان و باشگاههای لیگ برتری و باشگاه نساجی قائم شهر برگزار خواهد شد که جشن گلریزان نیز با حضور           چهره های شاخص ورزشی همچون پهلوان عزیزی، حسن رنگرز، پهلوان قادری و... انجام خواهد شد که  در نهایت درآمد حاصله از این اقدام خداپسندانه و عواید بلیت فروشی جهت کمک به ایتام استان مازندران در اختیار کمیته امداد امام خمینی(ره) قرار خواهد گرفت .

همچنین ما بین دو نیمه این دیدار خیرخواهانه نیز مسابقه دو و میدانی با حضور 15تن از  ملی پوشان جوان دو و  میدانی به مسافت 1500متر برگزار می گردد.

 این دیدار به صورت مستقیم از شبکه استانی مازندران و دیگر شبکه های سیما بصورت مستقیم پخش خواهد شد
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 18:2  توسط ماهینی   | 

کدخدایی: پایان پرونده دهمین انتخابات ریاست جمهوری.



سخنگوی شورای نگهبان گفت: با اظهارنظر نهایی این شورا پرونده دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری مختومه اعلام شد و هیچ اعتراض و شکایتی قابل رسیدگی نیست.

 

به گزارش واحد مرکزی خبر، عباسعلی کدخدایی در جمع خبرنگاران رسانه های داخلی و خارجی با تاکید بر اینکه نتایج بازشماری آراء در گزارش تفصیلی اعلام خواهد شد گفت: تغییراتی که در بازشماری آراء مشاهده شد بسیار ناچیز است و قابل بیان نیست.

وي در پاسخ به سوال خبرنگار ماهين نيوز گفت شايعاتي مبني بر دوجداره بودن صندوقها مانند اين است كه بگوييم دراين اتاق كسي حضور ندارد

وی همچنین گفت: مجموع اعتراضات و شکایاتی که نسبت به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد در مقایسه با انتخابات قبل (انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی) یک چهارم است.

کدخدایی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری می توانند از طریق کمیسیون اصل 90 مجلس شکایت کنند گفت: مباحث قضایی و پیگیری های حاشیه ای که با انتخابات ارتباط مستقیم دارد در صلاحیت شورای نگهبان نیست آنچه در صلاحیت این شورا است نظارت در بررسی صحت انتخابات بود که دیشب اعلام شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 17:50  توسط ماهینی   | 

دوپينگ چيست؟

آنابوليت‌ها و تستسترون‌ها و مواد نيرو‌ زا که در قرن بیستم برای در ورزش مطرح شده است؛ریشه آن به  سال‌هاي دور بر مي‌گردد. سال‌هايي كه بشر نياز داشت تا شرايط زندگي خود را تغيير دهد و ساعات يا روزهايي با نيروهاي ما‌فوق بشري ظاهر شود. شايد اولين ماده نيرو زا، همان شراب و يا مشروبات الكلي بوده كه برخي از انسان‌ها از آن استفاده مي‌كردند. اما استفاده از آن در اديان الهي مورد تأييد نبوده است. اما روند آن بسياري از مسائل را آشكار مي‌كند. از يك جنبه مي‌توان تحليل كرد كه علاقه بشر به مواد نيرو زا، به قدري زياد است كه حتي اديان‌ الهي هم موفق نشدند مانع آن شوند. به‌طوري‌كه ما مي‌بينيم در دين مسيحيت، نان و شراب به‌عنوان گوشت و خون حضرت مسيح، مبارك تلقي شده و خوردن آن عبادت محسوب مي‌شود. در دين اسلام هم، شاهديم كه در ابتدا چون جو، بسيار سنگين بود،  قرآن كريم نيز نتوانست صراحتا به اين مشكل بپردازد. ابتدا آيه‌اي نازل شد كه در آن ذكر شده بود: شراب مفاسد و محاسني دارد كه مفاسد آن بيش‌تر است و بعد كم كم آن‌را رجس يا نجس خواند و خواستار دوري مؤمنين از آن شد و بعد فرمود كه حق نداريد نماز بخوانيد، در حالي‌كه مست هستيد. كلمه سكاریٰ كه از همان ماده مسكرات يا شيريني روياها گرفته شده است، اكنون مي‌تواند به همه مواد نيرو زا اطلاق گردد و كلاً موادي كه عقل را زايل مي‌كند و انسان را از حالت طبيعي خارج مي‌كند، مسكرات ناميده مي‌شود، چه به‌صورت روان باشد يا جامد؛ زيرا برخي‌ها جامد‌بودن را استثنا مي‌كنند و لذا مصرف كراك يا شيشه و حتي ترياك را مشمول حرام بودن آن نمي‌دانند. اكنون نيز اين جو سنگين، در جهان وجود دارد و انسان‌ها ترجيح مي‌دهند، غير از نيروي خود، نيروي ديگران را هم به خود اضافه كنند . البته اگر قرار باشد همه، نيرو اضافه كنند، باز نوبت به اين‌ها نمي‌رسد. مثلاً اگر دوپينگ آزاد شود، معلوم است اگر همه دوپينگ كنند، كسي‌كه بيش‌تر دوپينگ كند برنده است! پس آن‌ها به‌دنبال دوپينگ مخفي هستند؛ يعني كسي دوپينگ نكند جز ايشان؟!

 

اما مسئله دوم اين است كه بدن هر انسان ظرفيت خاصي دارد كه محدود و معين است؛ مثلاً معده انسان توانايي هضم يك استخر آب را دارد و يا براي هضم 1000 تن گوشت گوسفند در طول 60 سال برنامه ريزي شده است. درست مانند قطعات يك ماشين كه عمر مفيد دارند. فرضاً لاستيك ماشين براي 6 ماه است و يا موتور آن براي 5 سال؛ لذا اگر كسي از لاستيك 6 ماهه كار زيادي بكشد، معني‌اش اين است كه ممكن است 3 ماهه يا 2 ماهه، لاستيك از بين برود. بدن انسان نيز همين است. ما به‌راحتي مي‌بينيم مثلاً ورزش‌كاران، بيش از 30 سال عمر مفيد ندارند، زيرا همه توان و قدرت خود را در حداكثر ظرفيت به‌كار مي‌گيرند؛ لذا بعد از 40 سالگي از يك كودك هم ضعيف‌تر مي‌شوند و يا بيماري‌هاي گوناگون معده‌اي، سرطان و غيره مي‌گيرند.

 

در روايات اسلامي هم هست كه وقتي كسي در حال مرگ است، فرشته‌اي بر او ظاهر مي‌شود و مي‌گويد: من تمام دنيا را گشتم، قطره آبي كه قسمت تو باشد و تو آن را نخورده باشي پيدا نكردم و به همين سياق است كه معمولاً فرد محتضر، در حال تشنگي از دنيا مي‌رود، يا مثلاً كسي‌كه در كودكي، قند زياد خورده و شيريني‌جات بيش‌تري مصرف كرده، در بزرگي يا نوجواني دچار ديابت مي‌شود و از خوردن قند و شيريني‌جات منع مي شود.

 

به هر‌حال دوپينگ، نيروي بدني بيش‌تري را مي‌طلبد و شخص مجبور است انرژي بيش‌تري را جذب كند تا بتواند به موقع نيروي فوق‌العاده خود را به‌كار گيرد و همين امر باعث مي‌شود بدن او مانند بادكنك كه بسيار بيش از ظرفيت باد شود يا ناگهان بتركد و يا اگر رعايت شود مدتي در ركود باقي بماند و بعد از مدت قهرماني، نيز دچار افسردگي مي‌شود.

 

همان‌طور كه استفاده از مواد‌مخدر و مشروبات، حرام است، استفاده از دوپينگ نيز ناشايست است، زيرا اساس ورزش ايران بر پهلواني است در‌حالي كه ورزش غربي براساس قهرماني به هر قيمت است و در ورزش غرب براي نابودي حريف نقشه كشيده مي‌شود، در‌حالي كه در ورزش شرقي براي دوستي، هم‌زيستي و همكاري بيش‌تر بعد از ورزش است. در ورزش ايران برد و باخت معني ندارد، مهم در كنار هم بودن است و شاد زيستن؛ در‌حالي كه در ورزش غربي باختن به معني مردن و از دور خارج شدن است. در ايران هم ما مي‌بينيم كه ضرب‌المثل است كه مي‌گويند: باختن گريه ندارد! يا مي‌گويند بازي اشكنك دارد، سر شكستنك دارد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 8:55  توسط ماهینی   | 

دزدي دريايي، به‌عنوان يك شغل سودآور

دزدي دريايي، به‌عنوان يك شغل سودآور

 

دزدي به‌طور عام دو حالت دارد؛ برخي آن را بد مي‌دانند و برخي نيز آن‌را خوب مي‌دانند! شايد تعجب‌ آور باشد ولي هم اكنون گروه‌هاي زيادي در جهان هستند كه افتخار مي‌كنند، گروه خود را دزدان دريايي بنامند و با اين‌كه تاكنون حتي كشتي و يا دريا نديده‌اند، پرچم آنان را به‌عنوان پرچم خود حساب مي‌كنند.

 

در زبان محاوره خودمان هم هست؛ عده‌اي دزدي مي‌كنند ولي نام آن‌را تك زدن! و يا زرنگي مي‌گذارند. دزد اگر از دزد بزند، شاه‌ دزد است! و براي گرفتن لقب شاه دزد، چه تمرين‌ها و بازي‌ها و حركات سنگين و سبكي را دنبال نكردند! اين سرقت يا دزدي از نظر ماهيت و شكل كار، شبيه كارهاي خوب هستند و لذا تشخيص كار بد و خوب، بسيار مشكل است و هر چه به ما نزديك‌تر باشد، مشكل‌تر؛ به همين دليل از نظر اخلاقي، در روايات داريم: هر چه را براي خود نمي‌پسندي براي ديگران هم نپسند و معيار، خود انسان است. اگر كسي بيايد لباس شما را بدون اجازه و اطلاع شما بردارد و ببرد، آيا شما خوشحال مي‌شويد؟ با توجه به اين مقايسه‌ها معلوم میشود كه معيار خوبي و بدي، خود انسان است. حتي داريم: اگر مي‌خواهيد بدانيد خداوند چقدر شما را دوست دارد، ببينيد شما چقدر خدا را دوست داريد و يا اگر مي‌خواهيد ببينيد كه براي خدا چقدر اهميت داريد، ببينيد که خداوند چقدر براي شما اهميت دارد و اين دو سر بودن دوستي، حتي در ادبيات، جاي خود را باز كرده است كه شاعر مي‌گويد: مهرباني هر دو سر بي ، و در ضرب‌المثل‌ها ذكر شده است كه مي‌گويند: دوست داشتن يك‌طرفه كافي نيست. مانند اين است كه ما در تابستان علاقه شديدي به هندوانه پيدا مي‌كنيم ولي اين علاقه يك‌طرفه است؛ زيرا هندوانه علاقه‌اي به ما ندارد؛ پس بنابراين دزدي و سرقت براساس عقل بشري، يك امر ناپسند است، يعني هركس كوچك‌ترين انديشه‌اي پيدا كند، چون مي‌بيند حاصل زحماتش را كس ديگري ببرد، ناراحت مي‌شود و لذا آن را نمي‌پسندد و البته كساني هستند كه خود را معيار، قبول مي‌كنند ولي راجع به آن انديشه نمي‌كنند، مثلاً سعدي مي‌گويد: ببري مال مسلمان و چون مالت ببرند، بانگ و فرياد بر‌آري كه مسلماني نيست! يعني تا موقعي كه ما دزدي مي‌كنيم و از دست‌مزد و حاصل ديگران استفاده مي‌كنيم، متوجه قبح و زشتي اين مسئله نمي‌شويم. تا اين‌كه بدل اين كار به خود ما زده شود؛ مثلاً پسران، نسبت به پدر يا دختران نسبت به مادر اين احساس را دارند، يعني تا موقعي كه خودشان پدر و مادر نشدند، معمولاً هر كاري كه پدر و مادر انجام مي‌دهد، آن را كافي نمي‌دانند.

 

با اين‌كه پدر ماهيتاً همه زحمت‌هاي خود را براي خانواده مي‌گذارد، اما معمولاً از آن‌ها قدرداني نمي‌شود و يا مادر در خانه و يا بيرون خانه زحمت مي‌كشد ولي كودكان و فرزندان آن را كافي نمي‌دانند. اما همين فرزند كوچك وقتي بزرگ مي‌شود و خودش صاحب فرزند مي‌شود، تازه مي‌فهمد كه چقدر ناسپاس بوده‌ است ولي ديگر كاري از آن‌ها بر نمي‌آيد، زيرا چه بسا پدر و مادر در قيد حيات نباشند. در مورد برادري و امثال آن‌هم، همين طور است. در حقوق اساسي، حقوق شهروندي، حقوق خانواده و همه حقوق انساني، بحث‌ها و جدل‌هاي زيادي صورت مي‌گيرد كه همگي اين مفاهيم را القا مي‌كنند، ولي درك آن بسيار مشكل و سخت است.

 

لذا مي‌بينيم بحث حقوقي، بسيار سنگين و دچار آفت است. حقوقدانان شايد بدترين انسان‌ها نسبت به حقوق باشند، زيرا به خوبي به حقوق آگاه هستند و هميشه در مرز حركت مي‌كنند و شايد بيش‌تر مواقع در آن‌سوي مرز هم حركت مي‌كنند و با توجه به تبحري كه دارند و تخصص آن‌ها در بحث حقوق بسيار بالاست، كسي نمي‌تواند بر عليه آنان اقامه دعوا و يا شكايتي بكند و شايد بهترين سخن اين باشد كه تمام مجرمين جهان به اتكاي حقوقدانان به جرم خود ادامه مي‌دهند.

 

در ايتاليا مافياي قدرت و ثروت از آن جهت قوي و محكم است كه تمام حقوقدانان ورزيده را در اختيار دارد و لذا رئيس سازمان، در خيابان‌ها رفت و آمد مي‌كند ولي كسي جرأت شكايت از او را ندارد و اگر شكايت هم بكند، كسي به داد او نمي‌رسد. در كشورهاي دولت سالار، اين عمل توسط مأموران دولتي صورت مي‌گيرد. يعني سرقت و دزدي توسط مأموران دولت صورت مي‌گيرد و چون كسي نمي‌تواند بر عليه آنان اقامه دعوا نمايد، از كشاندن پاي آن‌ها به محاكم خبري نيست. البته به صورت نرم، برخي مواقع به‌عنوان مفاسد اقتصادي، مسائلي مطرح مي‌شود ولي خيلي زود فراموش مي‌شود.

 

لهاذا، براي كشاندن و يا رسيدن به مجازات قانوني راه بسيار طولاني، بايد طي شود. ابتدا قدرت، سپس انديشه را بايد در اختيار گرفت؛ زيرا اگر قدرت در دست كسي نباشد، كسي به انديشه و گفتار توجهي نمي‌كند.

 

حتي انبياء الهي هم مي‌خواستند حرف بزنند، ابتدا بايد قدرت خود يا خدا را نشان مي‌دادند. ما مي‌بينيم كه عيسي مسيح، كور را شفا مي‌دهد يا گنگ را گويا مي‌كند و بلافاصله مي‌گويد: اين قدرت خداست كه به‌ دست من انجام مي‌گيرد و اين قدرت خدا كه به صورت معجزه جلوه گر مي‌شود، مردم را مات و مبهوت كرده و آنان را آماده پذيرش نصايح خداوند و يا فرستاده ايشان مي‌كند. قدرت هم در ابتدا و هم درانتها براي نشان دادن خوبي و بدي لازم است، زيرا اگر در ابتدا باشد، در طول عملكرد دچار فراموشي مي‌شود. مثلاً معجزات پيامبران هم فراموش شدند، اكنون هيچ دليلي براي معجزات انبياء وجود ندارد، همه آن‌ها حرف و حديث و داستان است و فقط يك معجزه هنوز وجود دارد كه بوسيله آن معجزات ديگر اثبات مي‌شود و آن قرآن‌ مجيد است؛ اما اگر همين قرآن مجيد بدون قدرت انتهايي رها شود، كسي به آن عمل نمي‌كند و گوش نمي‌دهد كه اين قدرت نهايي، قرآن ناطق يا قرآن گويا هم‌چون اميرالمؤمنين یا امام زمان عج  است.

 

در مبارزه قدرت‌ها هم، قدرت برتر آخرين حرف را مي‌زند، يعني قدرت‌هاي كوچك، مقهور قدرتهاي بزرگ مي‌شوند. حال اگر قدرت در دست دزدان دريايي باشد، آن‌ها تبديل به قهرمان زرنگ و باهوش مي‌شوند كه با ترفندهاي خود مي‌توانند بزرگ‌ترين كشتي‌هاي تجاري را نيز براي خود بردارند.

 

سابقه اين دزدي دريايي، شايد به واپسين دم و يا سپيده‌ دم تاريخ برگردد. روزي كه كشتي اختراع شد، دزدي دريايي هم اختراع شد و ساده بودن اين دزدي از آن جهت است كه دزدي در محلي صورت مي‌گيرد كه هيچ‌كس نيست، حامي وجود ندارد. لذا با يك محاسبه كوتاه اگر قدرت دزدان دريايي بيش‌تر از كاركنان كشتي باشد، پيروز ميدان همان دزدان دريايي هستند. اولين خبرهاهم  از مبارزه بادزدان دریایی راهم از زمان هخامنشيان مي‌شنويم. در آن زمان در همين درياهاي امروزه، دزدان دريايي وجود داشتند و ايران قوي‌ترين سيستم دريايي را داشت. بيش‌تر تجارت ايرانيان با كشتي بود و همه آن‌ها به راحتي نقل و انتقال مي‌كردند. اما بعداً اين كشتي سازي به كشورهاي ديگر نيز آموزش داده شد. امروزه بريتانيا به دليل اين‌كه يك كشور كاملاً محاصره شده در آب است، بيش‌ترين نيروي دريايي را دارد و آمريكا به دليل دوري از ديگر قاره‌ها، بيش‌ترين هواپيماها و ناوها را براي خود دارد و اين همه امكانات خوب سازمان‌دهي شده‌اند، اما در اثر مرور زمان بي‌ كاري بر آنان مستولي مي‌شود و براي اين كه بيكار نباشند، دست به كارهاي ناصواب كه همان دزدي دريايي باشد مي‌زنند. حضور ناوهاي آمريكايي در خليج فارس يا ديگر آب‌هاي جهان، چيزي جز اين مفهوم ندارد كه اين كشتي‌ها به حد اشباع توليد شدند و اكنون نياز به بازار‌كار و بازار‌فروش دارند و راه فروش آن‌ها هم حضور در جاهايي است كه قانوناً لزومي به حضور آن‌ها نيست.

 

سومالي مركز دزدان دريايي

 

دزدان دريايي فقط افسانه نيستند يا بحث و منطق و جدل نبودند، بلكه يك واقعيت است. اكنون دزدان دريايي داراي كشور هستند. تجهيزات ماهواره اي، سلاح، مهمات، لشكر و ارتش جداگانه‌اي دارند.

 

در طي عملياتي كه چندين بار انجام داده اند، حتي ايدئولوژي خود را معرفي كرده‌اند. آن‌ها مي‌گويند: ما كشتي‌هاي مهم تجاري را سرقت مي‌كنيم و مقصود ما اين است كه ثروت آنان را بگيريم و بين فقرا تقسيم كنيم. در واقع آنان به كشتي‌هاي كوچك، صيادي و تجاري كاري ندارند، زيرا برايشان صرف نمي‌كند. از نظر عقلي هم پشتوانه ندارد كه آن‌ها بخواهند تمام نيروي خود را صرف يك كشتي كوچك بكنند كه هزينه زياد داشته ولي درآمدي نداشته باشد. لذا براساس گزارش شركت ملي نفت‌كش ايران، آن‌ها به دنبال كشتي‌هاي بزرگ و ثروتمند هستند و آن‌قدر تجهيزات دارند كه مي‌توانند اين كشتي‌ها را در ميان اقيانوس، به دام بياندازند، به‌طوري كه هيچ نيروي امدادي و كمكي وجود نداشته باشد. آن‌ها پس از دستگيري ملوانان، كشتي را به سومالي هدايت كرده و در آن‌جا آن را تخليه مي‌كنند. اگر صاحبان كشتي قول‌هاي مالي يا اقتصادي بدهند، در قبال دريافت مبالغ كلان، كشتي را تحويل مي‌دهند و الاّ كشتي‌ها نابود مي‌شوند. تاكنون هم هيچ ارتش يا نيروي نظامي نتوانسته اين دزدان را دستگير يا با آنان مبارزه كند. علت اين‌كه سومالي نيز نمي‌تواند يك حكومت واحد و متمركز داشته باشد، همين است و نيروي دزدان دريايي به قدري قوي است كه دولت مركزي هم قادر به مقابله با آنان نيست. براساس گزارش ملوانان ايراني يكي از اين كشتي‌ها، آنها ابتدا كشتي را محاصره و اخطار مي‌دهند، اگر تسليم نشوند تيراندازي مي‌كنند و گارد حفاظت از كشتي، قدرت مقابله با آنان را ندارد و بعد كشتي را به سواحل سومالي هدايت مي‌كنند و در آن‌جا درخواست جريمه مي‌كنند و اگر پرداخت نشود، كشتي را مصادره مي‌نمايند.

 

اولين حضور نظامي ايران

 

در سي سال گذشته، ايران از حضور نظامي در خارج از خاك خود امتناع مي‌كرد و اين به دليل آن بود كه عده‌اي با نظريه امام خميني (ره) براي صدور انقلاب اسلامي مخالف بودند و هر نوع حضور ايران را صدور انقلاب اسلامي مي‌دانستند و اين حرف آنان باعث شده بود حتي در خليج فارس علي‌رغم حضور ناوهاي آمريكايي، ناوهاي ايراني فقط در حد مرزهاي داخلي ايران حضور داشته باشند، اما دزدي دريايي نشان داد كه حضور نظامي ايران در خارج از مرزها هم لازم است، زيرا دزدان دريايي آن‌قدر قدرتمند هستند كه بزرگ‌ترين ناوها و كشتي‌هاي تجاري را هم به سادگي مصادره مي‌كنند. وزير امور خارجه ايران در جلسه مشتركي با علي عبداله صالح رئيس جمهور يمن، اين موضوع را قطعي كردند و ايران اجازه يافت تا در نزديكي مرزهاي آبي و بين‌المللي سومالي، ناوهاي نظامي خود را از طريق نيروي دريايي جمهوري اسلامي ايران مستقر سازد تا در صورت نياز به كمك كاروان و يا كشتي‌هاي تجاري ايران بشتابد. البته اين‌ها همه تهميدات اوليه است چرا كه دزدان دريايي، حتي قادر هستند با ناوهاي نظامي نيز مبارزه كنند و آن‌ها مي‌توانند حتي مانع از ارسال علائم هشداردهنده كشتي‌ها شوند و پس از گرفتن كشتي يا دزديدن آن تا موقعي كه خودشان صلاح بدانند، آن را اعلام نمي‌كنند. در واقع كشتي ايران هيچ راهي براي اطلاع دادن وضعيت خود ندارد و ناوهاي نظامي هم، قدرت مانور در آن وسعت زياد آب‌هاي اقيانوس را ندارند و مي‌توان گفت اگر حتي از برنامه و مسير كشتي‌ها حدس زده شود، حداقل 24 ساعت در بي‌خبري باقي مي‌مانند و در اين مدت دزدان دريايي به اهداف خود دست پيدا مي‌كنند. گذشته از آن كه دزدان دريايي در اسرائيل دوره مي‌بينند و سلاح‌ها و تجهيزات خود را از اسرائيل مي‌خرند و بسياري از كشتي‌ها و يا اموال آن را هم به اسرائيل مي‌دهند. در واقع شغل شريف دزدي دريايي، فقط در سومالي نيست، بلكه در هر‌جا حضور فعال دارد.   

 

سابقه ايرانيان در مبارزه با دزدي دريايي

 

ايرانيان از گذشته پيرو راستين انبياء الهي بودند؛ چه قبل از اسلام كه پيرو گفتار نیک ، كردار نيك و پندار نيك بودند و چه بعد از اسلام كه بهترين آن يعني تشيع را انتخاب كردند و خاك پي حيدر شدند. فتوت و جوانمردي را به جهانيان آموختند و راستي و درستي را پيشه كردند و اكنون نيز تنها جمعیتي كه در دنيا مي‌تواند به راستي، كوس رسوايي دزدان را به صدا در‌آورد، فقط ايران است. گرچه ممكن است برخي نا بخردي‌ها تفسير را معكوس جلوه دهد، اما كساني كه در اقتصاد بين‌المللي مطالعه مي‌كنند، مي‌دانند كه تنها درآمد سالم در ايران است. فقط كافي است بدانيم درآمد جهاني از توزيع مواد‌مخدر8000 ميليارد دلار، فقط در سال گذشته بوده است، در حالي كه در ايران 3800 شهيد نيروي انتظامي و 12000 جانباز براي مبارزه با اين مواد افيوني داشته است. اما چه رسد به اين مردم سفله كه سنگ را بسته و سگ را رها كرده‌اند. رسانه‌ها در دست آن‌هاست و هر چه مي‌خواهند مي‌گويند، در حالي كه سه كشور بلژيك، نروژ و هلند، كه مركز توليد اصلي كراك و شيشه هستند، ادعا مي‌كنند كه مواد‌‌مخدر از ايران براي آن‌ها مي‌رود! و اگر خوب مطالعه شود، اين همه كساني كه بر درب سفارت‌خانه‌هاي اروپايي ايستاده‌اند، عاشق چشم و ابروي اروپاييان  که نیستند، بلكه وارد كردن یک كيلو شيشه از اروپا به ايران، 60 ميليون تومان براي ‌آن‌ها سودآوري دارد و اين دزدان دريايي كه آثار باستاني نيز تأييد مي‌كند كه آدم خوار هم بوده‌اند، در رسانه‌هايشان با پوشيدن لباس تميز و روي شسته، همه چيز را فراموش مي‌كنند. وايكينگ‌هاي ديروز و ينگي دنيايیهای  امروز كه ممري جز دزدي نداشتند و درياها را به وحشت انداخته بودند، الان دم از حقوق بشر مي‌زنند.

 

اما ايرانيان به اين ياوه و ياوه سرايان هميشه بي توجه بودند و راستي و درستي را پيشه كردند. از زمان هخامنشيان، دريا‌سالاران ايراني پاك‌ترين افراد بودند، در حالي كه در تمامي كشتي‌ها، به انسان‌ها زور گفته مي‌شد و انسان‌ها را مانند برده مورد استثمار قرار مي دادند. بنا بر منشور كوروش و داريوش، همه آن‌ها در برابر قانون يكسان بودند، اعراب گرچه دريانوردي نداشتند ولي در همكاري با دزدان دريايي نسبت به ايرانيان، ابائي نداشتند و هميشه با دزدان و قاچاقچيان بر‌عليه ايران توطئه مي‌كردند. هم اكنون هم با مجوز آن‌هاست كه ناوهاي جنگي روسيه و آمريكا و انگليس در خليج هميشه فارس ايران حضور دارند.

 

آن‌ها در جنگ ايران و عراق با تمام توان به كمك نيروي دريايي رژيم بعثي رفتند ولي ديديم كه در يك روز همه امكانات آن‌ها در مقابل خورشيد ناوهاي ايراني ذوب شدند و از بين رفتند و نيروي دريايي براي رژيم بعثي باقي نماند. اكنون كمي دورتر در اطراف قاره آفريقا، در كنار سواحل سومالي زورآزمايي جديدي آغاز كرده‌اند. آن‌ها اگر غير از كشتي‌هاي ايراني هم دزدي مي‌كنند، زود آزاد مي‌كنند، زيرا اربابانشان يكي است ولي به كشتي‌هاي ايراني كه مي‌رسند، با شعار عيارگونه ايراني ادعا مي‌كنند كه اموال اغنياء را بين فقرا تقسيم مي‌كنند، نفت و كالاي تجاري ايران را مصادره مي‌كنند و يا باج‌خواهي مي‌كنند ولي آن‌ها بدانند كه دوستان ايران در يمن، سومالي و حتي عربستان همه چيز را گزارش مي‌دهند و نيروي دريايي ايران پرتوان و باوقار مقابل آن‌ها خواهد ايستاد و نخواهد گذاشت وايكينگ‌هاي ديروز در لباس ناوي‌هاي امروز، همان اعمال دزدانه و زشت خود را تكرار نمايند. وچنین کردند در تیرماه 88 که دزدان دریایی پس از حمله ناجوانمردانه به کشتیهای ایرانی ناکام ماندند وبازگشتند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 8:54  توسط ماهینی   | 

چشم فتنه را باید کور کرد

بر خلاف نظر برخی اقایان فتنه احیر اصلا پیچیده نبود کسی که باخته باختش را قبول نمی کرد!

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 17:39  توسط ماهینی   | 

تا به حال سياست اصل بوده و نه اقتصاد

124 كشور جهان در سازمان ملل متحد گردهم ميآيند تا در مورد تاثير بحران مالي و اقتصادي خود تصميم بگيرند. اين درحالي است كه سازمانهاي زيادي در سازمان تجارت جهاني WTO وجود دارد كهبیش از 196 كشور عضو آن هستند و از زير مجموعههاي سازمان ملل محسوب ميشوند؛ اين نشان ميدهد كه نقش سازمان ملل تاكنون بيشتر نقش سياسي و امنيتي بودهاست تا اقتصادي و اين مخالف آنهمه تبليغات دنياي سرمايهداري است كه اصل را اقتصاد تعريف كردهبود و همه چيز را بر مبناي اقتصاد آنهم از نوع آزاد آن مي دانست. اين امر همچنين محقق ميسازد كه سازمان ملل عليرغم ادعاهاي بسيار زياد، واقعاً اقتصاد را زيربنا نميدانسته وتنهايكي از اصول فرعي و سازمانهاي كوچك تابعه معاونتهاي خود ميدانستهاست. شايد اتفاقي كه امروز درحال افتادن است بايد از ابتدا اتفاق ميافتاد و مجمع عمومي سازمان ملل نقش اقتصادي خود را هم ايفا مي كرد؛ اما معلوم بود كه حمايت مالي مطلق آمريكا از سازمان ملل بحث و جايگاهي را براي امور اقتصادي باقي نگذاشته بود و لذا سازمان ملل فارغ از موضوعات اقتصادي به مسائل امنتي و سياسي جهان مي پرداخت تعيين مرزها، استقلال كشورها و زياد كردن مرزهاي مستقل و در واقع روند تسريع تجزيه جهاني و تشويق به تجزيه طلبي تنها وظيفه سازمان ملل بود كه آمريكا براي آن تعيين كرده بود و در واقع نقش امنتي سازمان ملل هم از اين تعريف معلوم مي شد، زيرا يا كشورها در حال تجزيه بودند يا تجزيه شده بودند. اگر در حال تجزيه بودند، سازمان ملل در نقش ميانجي هميشه سمت و سوي دفاع از تجزيه طلبان را داشت تا جاييكه توانست اعضا خود را از 40 كشور در ابتدابه 199 كشور در حال حاضر برساند. از نظر سازمان ملل داشتن مقداری زمین و تعدادي انسان و يك پرچم براي استقلال و يا به اصطلاح حقيقي تجزيه طلبي كافي بود و اين مشوق بسيار مهمي بود تا ملت ها با كوچكترين اختلاف داخلي دچار تجزيه شوند و سازمان ملل قسمت هاي تجزيه شده را به رسميت بشناسد و به عضويت خود در آورد و تفرقه بياندازد و حكومت كند.

البته اين روند به طور طبيعي از يك مغازه و يا دكان كوچك شروع شده بود و به شركت ها و كمپاني هاي بزرگ توسعه یافته رسيد. اما در همان جا متوقف نشد  بلکه باعث شد که آمريكا  بر دو منبع درآمدي مهم جهان تسلط پيدا كند، در يك حمله برق آسا به عراق، منابع نفتي اين كشور به عنوان بزرگ ترين كشور توليد كننده در اختيار آمريكا قرار گرفت و در افغانستان نيز تجارت مرگ يعني سوداگري مواد مخدر كاملاً به انحصار دولت آمريكا درآمد. اين كه كدام يك اولويت اول دارند مهم نيست، مهم اين است كه از هر جهت و دليل صحبت شود به اين نتيجه رسيده مي شود؛ يعني چه اين كه آمريكا مي خواست به منابع افغانستان و عراق دست پيدا كند واز طريق نياز به يك بهانه درشت و 11 سپتامبر آن بهانه را به او داد و يا اينكه بگوييم واقعه 11 سپتامبر آن بهانه را به او داد و يا اين كه بگوييم واقعه 11 سپتامبر باعث شد تا آمريكايي ها عصباني شوند و به عراق و افغانستان حمله كنند. هر دو يك نتيجه را اثبات مي كند. درست مثل يك مسئله رياضي كه از هر طريقي حل شود به يك جواب درستي بايد برسد.

بحران اقتصادي غرب هم كه به بن بست مسائل اقتصادي سرمايه داري نزديك مي شد، لازم بود چهارچوب مقررات ضايع شود يا به عبارتي لباس ظاهري قانون را از تن برون آورد و به لباس ترور و وحشت روي آورد.

در يك تحليل بسيار ساده ميتوانيم بگوييم، تمامي جنگها و حملات در طول تاريخ، علت اقتصادي داشتهاست، يعني بحران حاد كه در جنگ جلوه ميكند از همان ابتدا بحرانهاي اقتصادي بودهاند كه به صورت عادي حل نشدند، لذا به درگيري انجاميد. بهطور خاص بهجز مبارزات انبياء و اولياء، همه جنگها براي رسيدن به مراتع، زمينهاي حاصلخيز و اخيراً براي دستيابي به نفت، مس، اورانيوم و ديگر ثروتهاي ديگران بودهاست.

اما چه حادثه اي اتفاق افتاده است؟

آمريكا بهدليل بحران مالي و اقتصادي از سالها پيش حق عضويت خود را نپرداخته است و يكي از بزرگ ترين بدهكاران كشورهاي جهان به سازمان ملل است. اين امر چندين بار از سوي دبير كل  فبلي تذكر داده شد و لی جدي گرفته نشد. دبير كل جديد نيز مجبور شد بسياري از برنامهها را تعطيل كند و با بودجه كمکي از سوي ايران و ديگر كشورها مي گرفت، كارهاي ضروري را انجام مي داد و به همين مناسبت هم در بساري از موضع گيري هاي سياسي سهمي داشت، با مواضع ايران هماهنگ باشد. اما به هر حال، تحولات ايران، آمريكا و ديگر كشورهاي صنعتي را بر آن داشت تا فكري اساسي براي اين سازمان مهم بين المللي در نظر داشته باشدو اولين قدم حل مشكلات مالي و اقتصادي اين سازمان است.

مشكلات مالي سازمان، ميزان حركت اقتصادي جهان است زيرا كه اين مشكلات، قبل از اعلام عمومي در سطح جهان، در سازمان ملل اعلام شده و اين سازمان درگير آن مسائل بوده است و تا كنون قادر به حل آن نيست، اكنون حتي تجمع 124 كشور نيز را ه روشني به انان ارائه نخواهد داد. آنان همچنان درگير بحران مالي خواهند بود، چرا كه اسپانسر شيپ Spanser Ship امروزه تغيير جهت داده است. حاميان مالي ديگر آن موقعيت سابق را ندارند، آنها نه تنها نمي توانند به سازمان ملل كمك مالي  بکنند ، حتي شايد به دنبال اخذ کمک از سازمان هاي اقتصادي آن باشند. علت آن روشن است چرا كه بحران اقتصادي و ورشكستگي شركت هاي آمريكايي و اروپايي و حتي تمامي كشورهاي صنعني، اين مجال را نمي دهد تا بتوانند در فكر كمك به سازمانه هاي بين المللي باشند.

تنها اميد اين كشورها به اقتصاد ايران است. ايران چه در مجامع بينالمللي و چه در سازمانهاي تابعه آن، خوش حساب ترين دولت هاست. اخيراً نيز عليرغم بحران اقتصادي جهان، ذخيره ارزي ايران افزايش داشته و سپرده هاي ارزي ايران، نزد ديگر كشورها هم بيشتر شدهاست و مسئولان ايراني شركت كننده در اين اجلاس، نبايد ساده انديشي كنند وبايد پيشنهاد انتقال محل سازمان ملل به جاي ديگر كه فارغ از تسلط آمريكا باشد، بدهند؛ البته به نظر مي رسد بهترين مكان تهران باشد، زيرا وقتي ايران بهترين حامي ملي سازمان ملل است، چرا براي مكان ان فكري نكنند؟ 

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 9:24  توسط ماهینی   |